صفحه نخست
تماس با نویسنده
نویسندگان وبلاگ
mona m

Free-IQTest.net - Online IQ Test
آرشیو وبلاگ
اردیبهشت ٩۱
دی ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
فروردین ۸٩
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
دی ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
اسفند ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
مهر ۸۳
لینک دوستان
مونا
همراه نور
ديكشنري آنلاين
وبلاگ فارسی
وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
لینک امروز
دوستیابی سالم
اخبار فناوری اطلاعات
خرید اینترنتی
ماكرومديا ایکس
خروجی و آمار وبلاگ
لوگوی دوستان
به سوی تو سرازیرم همیشه
دیروز پنجمین سالگرد ازدواجمون بود . سالگرد عروسی
یه مدت به وبلاگم سر نزدم . هر چند وقت که میام کلی اتفاق جدید برام افتاده .
سالی که گذشت سال خوبی برام بود . هرچند پر اشتباه ترین سال زندگیم بود . خیلی به آب زدم و خیلی هم دست و پا زدم . فقط همه تلاشم این بود که غرق نشم . و نشدم .
یه سری چیزها توی ذهنم بود که اصولم بودن . تا مرز شکستنشون پیش رفتم ولی نشکستمشون واسه همین خیلی شرمنده خودم نیستم .
اشتباهات زیادم توی سالی که گذشت با موفقیتهایی که بدست آوردم شاید بشه از کنارشن با اغماض و لطف گذشت .
هر لحظه ای اگر خدا نبود کنارم ، قطعا سقوط می کردم ولی از رحمان و رحیم بودنش بیشتر دیدم تا جبار و منتقم بودنش .
توی سالی که گذشت من و احمدرضا هر دو توی آزمون استخدامی هامون قبول شدیم و داریم تبدیل وضعیت می شیم .
من کارشناسی رسمی دادگستری قبول شدم و خیلی ازش خوشحالم
تونستم به پستی که مدنظرم بود برای برنامه کوتاه مدت زندگیم برسم و همین که توی رشته تخصصی خودم کار کنم بالاخره .
راستی یه خونه خوب خریدیم و همین طور یه دفتر کار مناسب
امسال هم هیچ قدمی برنداشتیم برای اینکه جمعیت زمین رو زیاد کنیم ولی شاید سال دیگه گریزی ازش نباشه . و شاید هم اگه خدا خیلی خیر و صلاحم رو بخواد این لطف نطلبیده رو به زندگیمون بکنه !
تلاش کردم به آدمهایی که دوستشون داشتم نزدیک بشم . خیلی سخت بود گاهی و گاهی خیلی اذیت شدم و گاهی سوتفاهمات زیادی پیش اومده . ولی تا الان خیر بوده و حداقل اینکه شر نبوده .
این روزها خیلی درگیر کار هستم . ولی بیشتر از اون که باید احساس خستگی میکنم . نمیدونم چرا . امیدوارم مشکل جسمی خاصی نداشته باشم
امسال اصلامسافرت نرفتیم . همش توی خونه موندیم . امسال فقط سال کار بود . بی هیچ تفریحی !
امیدوارم سال 91 هر دو با هم باشن
پيام هاي ديگران () PermaLink پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳٩۱ - mona mقطار زندگی من
خوب ، اوضاع بد نیست
این مدتی که ننوشتم چند تا اتفاق قابل توجه افتاد
یکی بحث تبدیل وضعیت بود که توآزمون استخدامی قبول شدم و ظاهرا اوضاع خوبه
برام مهم بود جایی که کار می کنم کارمند درجه 2 نباشم
نشستم دارم برای ارشد اقتصاد می خونم . البته یه روز می خونم یه هفته ولش می کنم .
اقتصاد رو دوست دارم . دلم می خواد ازش سر در بیارم . خوب ،فکر کنم به رشته اصلیم هم کمک می کنه
رییس هم که هر روز قراره عوض شه ولی هیچ خبری نیست . هر چند من از بودنش خوشحال هستم . کلا توی این مملکت همه چیز هر روز به سمت بدتر شدن پیش میره ة بهتره قدر همین قدیمی تر ها رو دونست .
یه ذره بهتر شدم . یه ذره عاقل تر شدم تا مرز غرق شدن باز هم پیش رفتم و باز خدا دستم رو گرفت . خدایا شکرت !
پيام هاي ديگران () PermaLink یکشنبه ۱۸ دی ،۱۳٩٠ - mona m
مدارا
نشستم کنارت عذابم بدی
عذابم بدی من مدارا کنم
کنارم پرستیدنو حس کنی
کنارت خدا رو تماشا کنم
نشستم ببینم کیم پیش تو
منی که زمین و زمانم تویی
بگی تا کجای جهان با منی
منی که تمام جهانم تویی
پيام هاي ديگران () PermaLink یکشنبه ٢٤ مهر ،۱۳٩٠ - mona mمثل مامان ها
دیشب مثل مامان هایی که میرن واسه بچه هاشون لوازم التحریر می خرند ، پا شدم رفتم مغازه و واسه 2 تا دختر و 2 تا پسر وسایل مدرسه خریدم . 2 تا کیف پسرونه ی نو توی خونه داشتم . 2 تا کیف دخترونه و چند دفتر و خودکار و جامدادی و مداد رنگی و ماشین حساب و ... اینها خریدم .
خیلی خوش گذشت .
خدایا قول میدم توی خوشی هام حواسم به بنده های تو باشه ، خواهش میکنم منو فراموش نکن ، حواست به من باشه . بعضی وقتها خیلی دیوونه می شم .وقتی یه لحظه ازم غافل میشی یه دسته گلی به آب میدم . مواظب باش همه چیز رو یه دفعه خراب نکنم .
پيام هاي ديگران () PermaLink شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳٩٠ - mona mشرح صدر
وقتی یه حرفی مخالف نظرم باشه و ببینم طرف مقابل حس منو درک نکرده و نتونسته خودش رو جای من بذاره و بعد حرفی زده قاطی می کنم .
حتی وقتی طرف رو خیلی دوست دارم
حتی وقتی می دونم طرف دوستم داره هم همین طور هستم . نمی تونم چند لحظه صبر کنم و با آرامش براش توضیح بدم که من با چه پس زمینه فکری ، چه نظری دارم . شاید نتونسته بفهمه من چه حسی دارم ، شاید اون هم دلیلی داشته باشه که بتونه منو راضی کنه که اشتباه فکر می کنم .
فقط عصبانی می شم و همه چیز رو در موردش زیر سوال می برم . حتی اگه مامانم باشه . حتی اگه احمدرضا باشه .
از این موضوع راضی نیستم . دلم نمیخواد اینجوری باشم .
چرا اصلا صبور نیستم . خیلی زیاد حساس هستم و یکدفعه از کوره در میرم و بدترین برداشت رو از حرف طرف میکنم . شاید منظورش همون باشه ولی بعضی وقتها شاید خیلی هم قصدی نداشته باشه !
نمیدونم چیکار کنم .
یادمه کلاس دوم که بودیم معلممون یه دعایی رو یاد داده بود که تو قنوت نمازمون بخونیم
اونجایی که خدا به حضرت موسی میگه اینجوری دعا کنه : رب اشرح لی صدری و ...
پروردگارا سینه من را فراخ نما و کارها را بر من آسان کن و گره از زبانم بگشای تا مردم کلامم را دریابند
اون وقتهایی که نماز میخوندم همیشه این دعا رو هم میگفتم . خیلی حس خوبی داشت . همون چیزی بود که من لازم داشتم ولی انگار برآورده نشده و من هیچ حس خوبی ندارم . خیلی وقته که حتی از خدای به این بزرگی نخواستم که یه ذره بهم آرامش بده .
من چقدر عوضی هستم
پيام هاي ديگران () PermaLink چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳٩٠ - mona mآدمها
دور و برم پر از آدمهایی شده که هرچی بیشتر باهاشون آشنا میشم بیشتر پشیمون میشم .
از آدمهایی که از دور تو ذهنم جالب و قابل اعتماد به نظر می رسیدند هر روز توی ذهنم خورد تر و کوچیک تر میشن .البته از این موضوع ناراحت نیستم .
ترجیح میدم وقتی اوضاع خوبه بفهمم روی آدمهای دور و برم چقدر میتونم حساب کنم تا اینکه وقتی توی درد سر افتادم متوجه این موضوع شم . متنفرم از اینکه تو وقت خوشی دور و برم پر از آدمهایی باشه که باهام میخندن و تو وقت مشکل منو به کوچکترین منافعشون میفروشن !
احمدرضای من باز رفته وسط دریا
دوست دارم زودتر برگرده . دلم براش تنگ شده !
پيام هاي ديگران () PermaLink پنجشنبه ٢ تیر ،۱۳٩٠ - mona m
تو را خواب نیمروز ...
یه معاون داریم تو ادارمون که امکان نداره یه روز باهاش برخورد کنی و بهت یه حجم بزرگ از استرس و نیروی منفی وارد نشه . و جالبه که به شدت هم به من حساسه
هرچی سعی کردم بهش بقبولونم که خیلی براش احترام قائلم و خیلی به نظرش اهمیت میدم هیچ فایده ای نداشت ، بدتر هم شد .
آقا یهو دیروز وسط افاضاتشون فرمودند که دارن تشریف میبرن حج . هرچند تا لحظه آخر هم تا تونستند مغز بنده رو شخم زدند
اولین چیزی که به ذهنم رسید حکایت سعدی بود که می گفت :
یکی از ملوک بی انصاف، پارسایی را پرسید: «از عبادتها کدام فاضلتر است؟» گفت: «تو را خواب نیمروز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.»
حالا نمیدونم چه کنم با این 13-14 روز خوشی !!
پيام هاي ديگران () PermaLink سهشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ - mona m
جای خالی
هر چی میگردم کمتر پیدا می کنم
هر چی تلاش میکنم کمتر آرامش پیدا می کنم.
هرچی بیشتر دل می بندم بیشتر نا امید می شم .
یه جای خالی بزرگ . یه جای خالی بزرگ توی زندگیم ، توی دلم هست که هر چی بیشتر تلاش می کنم پرش کنم بیشتر خالی می مونه .
مثل اینکه تو وجودت یه حباب بزرگ باشه . انگار آروم و قرار نداری
انگار روی زمین بند نمی شی .
انگار تعادل نداری
تا حالا فکر می کردم جای خالی از سهم احمدرضاست که پر نشده. که خالی مونده . که داره اینهمه آزارم میده !
اشتباه می کردم .
تقصیر احمدرضا نبود .
بزرگتر از این حرفها بود .
هربار خواستم یه چیزی ، یه کسی ، یه هدفی رو توش بذارم که یه کم از این فضای خالی رو باهاش پر کنم نشد .
هربار اولش فکر میکردم خودشه ! داره پر میشه !
دیگه چیزی نمونده ! یه نفس عمیق ! هر بار اشتباه کردم .
هر بار اشتباه کردم !
هر بار اشتباه کردم !
این حفره اینقدر بزرگ بود که همه چیز رو می بلعید و هیچ کوچیکتر نمی شد .
همه چیزهایی که واسم بزرگ به نظر می رسید حقیر تر و حقیر تر و حقیرتر شدند .
و فهمیدم که جای خالی تو بود .
بیخود نبود که هیچ جوری پر نمی شد ، با هیچ کس پر نمی شد . با هیچ چیز پر نمی شد .
جای خالی تو رو هیچ بنده ای نمی تونه پر کنه . هیچ هدفی نمی تونه پر کنه . هیچ احساسی نمی تونه جای خالی پرستش تو رو پر کنه .
می دونستم که نیاز دارم بپرستم . نیاز دارم که تکیه کنم . نیاز دارم که دل ببندم . موقع ترسهام پناه ببرم . موقع شکستهام گریه کنم . در مقابلش کوتاه بیام . تسلیم بشم !
ولی ...
نمیدونستم باید چیکار کنم که آرامش بگیرم
نمیدونم باید چیکار کنم
خدایا خیلی داغونم. دستت رو به طرف من دراز می کنی ؟
پيام هاي ديگران () PermaLink شنبه ٢٧ فروردین ،۱۳٩٠ - mona mتکه شعرهای قشنگ
بعضی جمله ها رو انقدر دوست دارم که به اونیکه این حرف رو زده حسودی می کنم . آرزو میکنم کاشکی من این حرف رو گفته بودم .
می نویسم تا یادم بماند !
آینه ای در برابر آینه ات می گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم !
@@@@@
چگونه توقع داری آدم باشم
وقتی تو بوی سیب می دهی !
@@@@@
ماهی هایی که در عمق زندگی می کنند
از طوفانی شدن دریا
هراسی ندارند !
فقط گاهی ، دندانگیر کوسه ها می شوند ...
@@@@@
نمیداند
به قربانگاه میرود
گوسفندی که از پی بچه ها می دود
که عقب نماند !
@@@@@
این روزگار در خور آدمی نیست !
در خور آدمی نیست
که بگوییم
جای تو خالی !
@@@@@
چه شغل عجیبی !
شروع هفته تو را می بینم
باقی هفته
به خاموش کردن خودم در اتاقم مشغولم !
@@@@@
شکستنی تر از آنم که در پی سنگی باشی ...
تلنگری بزن ...
آوار می شود !
@@@@@
دست و بالم از حرف
خالی خالیست ...
هر چه هست تویی
و تو
حرف نداری ...
@@@@@
بیداری هنوز ؟
از روشنی هوا فهمیدم !
@@@@@
شب نزدیک می شود
گرگی حتی در کمین من نیست!
@@@@@
زندگی ! ای زندگی !
عنکبوت سیری را می مانی ؛
که به یمن عادت دیرینه
پروانه های بی بدیل را در نور
وسوسه تور می کنی !
@@@@@
برایم دعا کن !
چشمان تو گل آفتابگردانند !
به هر کجا که نگاه کنی ، خدا آنجاست !
هزارمین سیگارم را روشن می کنم ...
پس چرا سکته نمیکنم ؟
نمیدانم ...
@@@@@
تو را
چه به یک بیمار روانی !
مرا
چه به یک صخره !
پيام هاي ديگران () PermaLink چهارشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳٩٠ - mona m
چو تخته پاره بر موج
نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
* * *
ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سینه نزدیک
به مـــن هر آنکـه نزدیک، ازو جــــــدا، جــــدا من
* * *
نه چشــــم دل به ســـــویی، نه باده در سبویی
که تــــر کـــــنم گـلـــــــویی، به یاد آشنــــــا من
* * *
ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــری
دلــــــم گرفته ای دوست، هـــــوای گریــه با من
* * *
نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهــــا، رهـــا من
چو تخته پاره بر موج
چو تخته پاره بر موج
چو تخته پاره بر موج
پيام هاي ديگران () PermaLink پنجشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٩ - mona m